تبليغاتX
...کمی تأمل

از موضوعاتی که در انتخابات پیش رو، مورد اختلاف جبهتین متحد و پایداری قرار گرفته است بحث بر سر موضع گیری در ارتباط با دو مسئله فتنه و انحراف است، که در قالب دو اصطلاح سکوت در برابر فتنه و انحراف از سوی طرفین بیان می شود.

در مواجهه با مسئله فتنه، با بررسی مواضع افرادی که خود را در مجموعه اصولگرایان تعریف می نمایند، به نظر می رسد می توان آنان را ذیل سه دسته کلی جای داد:

1.     افرادی که در برابر فتنه موضع نگرفته و سکوت کامل اختیار کردند.

2.     کسانی که در زمانی که از آنان انتظار انجام وظیفه می رفت، سکوت اختیار کردند. لیکن پس از روشن شدن بسیاری از اطراف فتنه و حل شدن معما، به اتخاذ موضع پرداختند که عموماً نیز مواضع نسبتا ملایم و نرمی نسبت به فتنه داشتند.

3.     و افرادی که موضع به موقع و درستی گرفتند.

البته شاید برخی معتقد باشند که کسانی که خود را اصولگرا می دانستند ولیکن در برافروخته ماندن شعله های فتنه به انحاء مختلف کمک کردند، نیز از جرگه دسته اول هستند، ولی به نظر حقیر اینان از شمول این دسته بندی و حتی از دایره اصولگرایی هم خارج اند.

با توجه به دسته بندی صورت گرفته و نکته پسینی آن، و از همه مهمتر با محور قرار دادن بیانات امام خامنه ای طی دو سال اخیر درباره فتنه، به نظر می رسد تا حدی زیادی می توان به تحلیل واقع بینانه و انتخاب اصلح، دست یافت.

و اما انحراف...

در ارتباط با مسئله انحراف قضیه تا حدی متفاوت است. لذا به نظر می رسد بایستی پیش از دسته بندی افراد و مواضع شان در مواجهه با انحراف، مقدماتی ذکر شود:

1.     حاضرین در جبهه انقلاب بالاخص جوانان و افسران جنگ نرم تنها با امام و ولی خود میثاقی ناگسستنی بسته اند که تا پای جان در راه آرمان های انقلاب و اسلام ناب ایستاده اند و لذا اگر در برهه ای به فردی اعتماد کرده و از او حمایت می کنند تنها تا زمانی است که از مدار ولایت خارج نشده و به عنوان سربازی بصیر، گوش به فرمان و چشم به اشارات رهبری عزیز انقلاب باشد. (اصل تولی= ولایت پذیری)

2.     به نظر می رسد یکی از اساسی ترین اصولی که در موضع گیری های قلبی، لسانی و عملی نسبت به افراد و جریانات بایستی مطمح نظر قرار گیرد، اصل نسبیت است. بدین معنا که هر چه میزان اطاعت و ولایت پذیری افراد و جریان ها نسبت به ولایت ولی فقیه، آرمان های امام و انقلاب و در یک کلام اسلام ناب، بیشتر باشد به همان اندازه مورد اعتماد و حمایت جبهه حزب الله قرار می گیرند و در مقابل به نسبتی که از ولایت دور شوند به همان میزان مطرود و مغبوض این جبهه می باشند.

3.     اصل حجیت: در قرآن و روایات به صراحت بیان شده که از  تمامی اعمال و رفتار انسان ولو به مثقال ذرة باشد سئوال خواهد شد و انسان بایستی برای این سئوالات پاسخی قاطع و متقن داشته باشد. به بیان دیگر این اصل حاکی از این مطلب است که انسان در موضع گیریهای روحی و عملی خود بایستی آن گونه عمل کند که در عالم آخرت و پیشگاه عدل الهی، اگر مورد پرسش قرار گرفت بتواند پاسخ حقی که همانا حجت میان خود و  خدای اوست، داشته باشد. لذا به نظر می آید اگر آحاد جامعه اعم از خواص و عوام، خود را ملتزم به این اصل اساسی بنمایند، در آن صورت بسیاری از بداخلاقی ها و بی تقوایی هایی که در ابعاد گوناگون سیاسی، فرهنگی و... عرصه اجتماع رخ می دهد، از صورت و سیرت جامعه اسلامی پاک خواهد شد.

با توجه به اصول فوق اینگونه می توان نتیجه گرفت که در مواضع مختلف و امتحانات الهی، ولایت تنها منبع اخذ حجیت می باشد و دیگر اشخاص و گروه ها نیز، به هر نسبتی که تابع و مطیع امر ولایت باشند، به همان میزان می توانند حجت بر افراد و گروه ها باشند.

حال بر اساس مقدمات فوق، می توان به ارزیابی افراد و گروه ها در مواجهه با مسئله انحراف پرداخت:

در پی اتفاق نامیمونی که در اردیبهشت سال جاری و در پی خانه نشینی رئیس جمهور رخ داد _که البته خود اشتباهی بزرگ بود که در جای خود بایستی تجزیه و تحلیل شود_ بسیاری از اصولگرایان که عموماً در جبهه متحد اصولگرایان قرار دارند، با تجهیز توپخانه رسانه ای و غیر رسانه ای خویش به حمله به رئیس جمهور پرداختند و با دامن زدن به مسئله فرعی انحراف (نسبت به دیگر مسائل اصلی در نظام فکری ولی فقیه)، این موضوع را تبدیل به اصلی ترین مسئله نظام اسلامی کرده و تاکنون نیز از آتش توپخانه خود نکاستند. اگر چه این دسته از اصولگرایان به زعم خویش پیرو رهبر معظم انقلاب هستند و به عنوان مسئله ای فرعی به انحراف و حلقه انحرافی نگاه می کنند لیکن بر هر فرد منصفی روشن است که فعل و عملکرد این دوستان خلاف این مدعا را اثبات می کند. کیست که نداند طی دو سال اخیر امام خامنه ای همواره عموم مردم را به طور اعم و خواص جامعه را به طور خاص و اخص، به اصلی و فرعی کردن مسائل پدید آمده در نظام توصیه و البته به زعم نگارنده حکم کردند. و نیز ناگفته پیداست که در منظومه فکری و رفتار عملی رهبر فرزانه انقلاب، مسئله فتنه از یک سو و خدمت به نظام اسلامی برای حل کردن مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم (که به نام جهاد اقتصادی مطرح کردند) از سوی دیگر، به عنوان مسائل اصلی مطمح نظر می باشد؛ و دیگر مسائل اعم از انحراف و اختلافات سیاسی احزاب و... به عنوان مسائل فرعی است که البته همان گونه که خودشان نیز فرمودند فرعی بودن به معنای اغماض و ساده انگاری نیست.

حال آیا این معادله ساده و این گذرگاه ولایت پذیری، محک خوبی برای سنجش عیار ولایت پذیری و بصیرت مدعیان اصولگرایی، نیست؟

بایسته است در همین جا توجه شود که نگارنده به هیچ وجه، قصد طرد مطلق و اعطای برچسب دائمی عدم ولایت پذیری به اشخاص و گروه ها را ندارد؛ فقط و فقط مقصود این است که در سنجش و ارزیابی برای تایید با عدم تایید افراد به اصل ولایت پذیری و نسبیت توجه شود.

و اما سخنی درباره متهمین به سکوت در برابر انحراف...!!

اشاره شد که دوستان جبهه متحد، برخی اعضای جبهه پایداری را به سکوت در برابر انحراف متهم می کنند. حال آنکه اولاً بایستی اشاره کرد که با بررسی اخبار رسانه ها معلوم می شود که شواهد بسیاری بر اعلام موضع دوستان جبهه پایداری در مقابله با انحراف وجود دارد، که این نوشته بدنبال ذکر آنها نیست و نگارنده نیز معتقد است کثرت این مواضع حتی در همان ابتدای بروز نشانه های این موضوع آنچنان است که هر منصفی را قانع می نماید. لیکن از نظر دوستان جبهه متحد، گناه اعضای جبهه پایداری این است که چرا بیشتر داد سخن بر نیاوردید و اعلام موضع نکردید؟ (به تعبیر حقیر: چرا به اندازه ما از انحراف نگفتید و ننوشتید؟)

پاسخ این است که دوستان جبهه پایداری و یا حداقل می توان گفت که مرکزیت این جبهه، بر مشی و روش رهبری حکیم انقلاب عمل کرده و با لحاظ فرعی بودن مسئله در این برهه (تاکید می شود در این برهه!) با اعلام موضع در خفا و علن، نسبت به حلقه انحراف (حلقه انحراف و نه به زعم برخی جریان انحراف!)، بر مدار ولایت رفتار کردند. لذا نه تنها نمی توان برچسب سکوت در برابر انحراف را به ایشان چسباند، بلکه باید گفت: آن دوستان جبهه متحد که این اتهام را به اعضای جبهه پایداری روانه می کنند لازم است پاسخ دهند که چرا شما از مدار ولایت (در این مسئله، تاکید می کنم فعلا در این مسئله!) خروج کردید و با اصلی کردن مسئله انحراف، نظام را درگیر موضوعات به واقع فرعی نمودید؟

و اما کلام آخر...

این نوشته بیش از اینکه بدنبال حمایت مطلق از اشخاص یا یک گروه خاص _که مخاطب بدرستی می داند که با توجه به «اصل نسبیت» خلاف اعتقاد نگارنده است_ باشد و توصیه کند که کدام لیست و جبهه به حق نزدیکتر است، تکلیف خود را تبیین مسئله و حق می داند. و امیدوار است در ادای این تکلیف رضایت امام عصر عجل الله تعالی فرجه و نائب بر حقش امام خامنه ای حفظه الله را جلب کرده باشد.

 

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا

نوشته شده در سه شنبه نهم اسفند 1390ساعت 1:43 توسط سرباز| |

صحیفه امام ج 21 ص 47

«...من عقيده‏ ام است بهترين دعا از براى امثال رئيس جمهورى امريكا و نوكرهاى او مثل صدام، بهترين دعاها اين است كه خدا مرگشان بدهد، اين دعا براى آنهاست. اگر مى‏خواهيد نفرين كنيد بگوييد خدا حفظشان كند؛ براى اينكه هر روزى كه بر امثال اينها مى‏گذرد، جهنمشان بدتر مى‏شود. جهنم مراتبش مثل خود مراتب انسان لا يتناهاست. هر روزى كه بر اهل معصيت بگذرد، جهنمشان بدتر و داغترمى شود. پس دعاى براى اينها اگر بخواهيد بكنيد اين است كه خداوند اينها را مرگ بدهد تا اينكه اين جهنم به آن سختى نباشد بر ايشان«.

مرگ بر آمریکا

مرگ بر اسرائیل

مرگ بر انگلیس

مرگ بر منافقین

نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 22:6 توسط سرباز| |

درباره 9 دی هم سخنان و تحلیل های بسیاری بیان شده و هم ناگفته های زیادی وجود داره. ولی یک نکته اساسی و حیاتی در این میان مغفول مانده.

"حفظ نظام اسلامی از اوجب واجبات است."

جمله بالا و جملاتی از این قبیل که برای نجات اسلام، جان امام معصوم هم باید فدا شود رو از امام روح الله شنیده ایم ولی چه کنیم که بین علم تا عمل، حلقه ای مفقود شده، و آن هم چیزی نیست جز بصیرت!

اگر چه سنت الهی بر این است که قیام و اقامه حق بر مدار و محور ولی تاریخی رقم بخورد و به فرموده امام راحل  هم این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است و در 9 دی نیز عاشورا و سیدالشهداء علیه السلام سبب گشت تا این نظام و امانت الهی حفظ گردد و به فرموده امام خامنه ای واکسینه بشود؛ لیکن نباید از این نکته محوری غافل بود که چرا در فاصله انتخابات تا 9 دی مردم برای مقابله با فتنه ای که به گفته آگاهان و دلسوزان انقلاب سخت ترین و شدیدترین خطر و فتنه بعد از انقلاب تاکنون بوده، به صحنه نیامدند و بساط فتنه گران رو در هم نپیچیدند؟ مگر نه اینکه حفظ نظام از حفظ جان امام معصوم مهمتر است. پس چرا برای انجام اوجب واجبات به پا نخواستیم؟ و تا زمانی که پرده از چهره نفاق دریده نشده بود و اهانت آشکار فتنه گران به ساحت سیدالشهداء صورت نگرفته بود این غیرت و کینه انقلابی ما به جوش نیامده بود؟ چرا در طول این 32 سال، نخبگان و خواص جامعه نتوانستند مفهوم نظام اسلامی، اهمیت و اولویت حفظ آن را که از اوجب واجبات است در فرهنگ سیاسی و عمق جان، دل و فکر مردم نهادینه کنند؟

آیا این نشانی دیگر از نقص و کوتاهی عملکرد خواص نظام اسلامی در طول این سی و اندی سال نیست؟ آیا تجربه 9دی و فتنه 88 به هوشمندی خواص ما و احساس تکلیف برای نهادینه سازی و تبیین مفهوم نظام اسلامی و  اهمیت حفظ آن منجر خواهد شد یا خیر؟

اگرچه مردم ایران اسلامی بواسطه تولی به ولی اجتماعی از بصیرتی الهی بهره مند هستند لیکن بر خواص نظام اسلامی است که در تبیین اندیشه های امامان خمینی و خامنه ای و اسلام ناب و تعمیق آن در ذهن و دل آحاد مردم بکوشند.

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا

نوشته شده در پنجشنبه هشتم دی 1390ساعت 23:29 توسط سرباز| |

چند وقتی است که در نزدیکی منزلمان یک کافی نت یا همان مرکز بازیهای رایانه ای ایجاد شده و مثل همیشه و همه جا بچه ها خصوصا دانش آموزان رو به سمت خودش جمع کرده. بماند الان وقت و حوصله تحلیل این پدیده رو ندارم ولی به نظرم می رسه می تونیم از این فرصت به نحو بسیار خوبی در جهت منافع جبهه فرهنگی انقلاب بهره ببریم.

و اما ایده:

با توجه به ظرفیت علمی موجود در کشور برای طراحی و تولید بازیهای رایانه ای اسلامی و ایرانی به نظر می رسه که میشه با یک سرمایه گذاری حداقلی کافی نت یا همون مراکز بازیهای رایانه ای رو دایر کرد که در اونها بازیهایی که توسط طراحان و تولید کنندگان داخلی و متناسب با بوم و فرهنگ اسلامی و ایرانی ما تولید شده را در اختیار طیف عظیمی از مخاطبین بازیهای رایانه ای قرار داد.

و البته فواید این کار آنقدر واضحه که لازم به ذکر و توضیح بیشتر نیست.

لذا والسلام

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 22:32 توسط سرباز| |

بازم مثل همیشه صورت مسئله در خیلی از حوادث تغییر کرده!

بدون مقدمه میرم سراغ اصل موضوع:

این روزها در بازار داغ سیاست به جای اینکه به برخی از دوستان اصولگرا که الحمدلله از امتحان مهم فتنه موفق نیز بیرون آمدند تذکر و یا حداقل نصیحتی شود که چرا بدون هیچ گونه ان قلتی به سازوکار و ترکیب 7+8 بر سر این میز نشستید، به دوستان جبهه پایداری اعتراض می شود که چرا دور میز نمی نشینید؟

مصداق این اعتراضم آقایان زاکانی، فدایی و حدادعادل می باشند. شما که به فرموده علامه مصباح یزدی قرابت بیشتری با تفکر جبهه پایداری دارید، حداقل اعتراضی می کردید بعد می گفتید به خاطر مصلحت مهمتری به نام وحدت دور میز 7+8 می نشینیم!

آیا این حداقل انتظار جوانان جبهه حزب الله، که همانا به حق بایستی آنان را خواص جبهه حق نیز نامید، از شما نمی باشد؟

آیا انتظاری که ما جوانان از افرادی همچون آقایان لاریجانی و قالیباف و باهنر در دوران فتنه داشتیم، انتظار نابجایی بود؟

چرا ایشان (آقایان لاریجانی، قالیباف و باهنر) بایستی برای جوانان جبهه حزب الله که نمره قبولی خود را در امتحان فتنه از دستان امام خامنه ای گرفتند تعیین تکلیف و تصمیم گیری کنند؟

آیا انتظار ما از آقایان زاکانی و فدایی و حدادعادل که در همین مقال از عملکرد آنان در جریان فتنه و مبارزه با گروه های مسئله دار و منحرف تشکر می کنیم، انتظار نابجایی است که چرا بدون حداقل هیچ گونه نقدی به سازو کار و حضور برخی افراد حاضر در 7+8 بر سر این میز نشیتند؟

و دهها آیای و سئوال دیگر که به خاطر مصلحت از بیان آن معذورم.

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 18:27 توسط سرباز| |

اظهارات دکتر حداد عادل صبح پنج شنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۶ در گفتگو با برنامه مردم ایران سلام شبکه دو سیما، به نقل از سایت فردا نیوز:

کد خبر 45761

«رئیس مجلس شورای اسلامی ضمن تکذیب اعطای حقوق مادام العمر به نمایندگان مجلس شورای اسلامی گفت: اگر نماینده ای کارمند دولت باشد بعد بیاید وزیر، نماینده و معاون وزیر شود این شخص مثلا اگر حقوقش صد هزار تومان اضافه شده باشد بعد که از این شغل کنار رفت در بازگشت به سازمان متبوعش، مابه التفاوت حقوق قبلی را به حقوق شغل فعلی اش می ریزند و اینطور نیست که نماینده ای حقوق یک میلیونی اش را مادام العمر دریافت کند.

حداد عادل گفت: حکمت اینکار هم اینست که بالاخره این شخص وقتی که در یک سطح بالای کشور قرار گرفته انتظار جامعه از این شخص با شخصیت قبلی ای که داشته تفاوت کرده است. لذا این اضافه دریافت، جهت حفظ شان افراد می باشد.»

و البته وقتی ایشان می خواست مثال بزند گفت:

مثلا اگر این فرد پس از دوره نمایندگی کنار خیابان بایستد و منتظر ماشین باشد و برای ماشین دست بلند کند، اینکار در شان ایشان نیست.

تذکر: مثال ذکر شده هم توسط دکتر حداد در همین برنامه بیان شد ولی در متن خبر نبود. این مثال رو با توجه به اینکه در همان روز در حال تماشای این برنامه بودم، به ذهنم مانده بود و اینجا آوردم.

نوشته شده در سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 22:51 توسط سرباز| |

قال الصادق علیه السلام:  أصول المعاملات تقع على أربعة أوجه، معاملة الله و معاملة النفس و معاملة

الخلق و معاملة الدنيا و كل وجه منها منقسم على سبعه أركان

أما أصول معاملة الله تعالى فسبعة أشياء: أداء حقه و حفظ حده و شكر عطائه و الرضا بقضائه و الصبر على بلائه و تعظيم حرمته و الشوق إليه

و أصول معاملة النفس سبعة: الخوف و الجهد و حمل الأذى و الرياضة و طلب الصدق و الإخلاص و إخراجها من محبوبها و ربطها في الفقر

و أصول معاملة الخلق سبعة: الحلم و العفو و التواضع و السخاء و الشفقه و النصح و العدل و الإنصاف

و أصول معاملة الدنيا سبعة: الرضا بالدون و الإيثار بالموجود و ترك طلب المفقود و بغض الكثرة و اختيار

الزهد و معرفة آفاتها و رفض شهواتها مع رفض الرئاسة فإذا حصلت هذه الخصال في نفس واحدة فهو من

خاصه الله و عبادة المقربين و أوليائه حقا

مصباح الشريعة، الباب الأول في العبودية  ص 5

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 22:56 توسط سرباز| |
عزیزی بهم گفت به وبلاگت سر نمی زنی؟

گفتم فعلا حوصله نوشتن ندارم

در همین اثنا بودم  که یکی از دوستان برام پیامکی فرستاد

دیدم بد نیست همین رو بذارم اینجا:

" اگر نماز را اول وقت بجا آوریم مشکلات لاینحل!! ما برطرف می شود."

عارف روشن ضمیر ایت الله حق شناس

برای همدیگه دعا کنیم تا توفیق این کار رو داشته باشیم

نوشته شده در یکشنبه هشتم آبان 1390ساعت 0:3 توسط سرباز| |
تو این یک ماه اخیر چند تا اتفاق مهم رخ داد:

1. طرح بحث نظام سازی از سوی امام خامنه ای در جمع خبرگان

2. سخنرانی مهم آقا در همایش بیداری اسلامی

3. کشف مفسده اقتصادی(همون اختلاس)

تازه به اینها، بودن در ماه هفتم سال جهاد اقتصادی رو هم اضافه کنید.

حالا اهمیت اینها رو مقایسه کنید با میزان توجه و پوشش رسانه ای رسانه های نظام چه دولتی و چه خصوصی نسبت به این مسائل!!

نمیدونم شایدم من دارم اشتباه میکنم

شایدم اصلا وظیفه رسانه ها نیست که درباره موضوعات معرفتی کار کنن!

خدا عاقبتمون رو ختم بخیر کنه

نوشته شده در یکشنبه دهم مهر 1390ساعت 20:20 توسط سرباز| |
این روزها این تیتری که زدم تیکه کلام بعضی از اونهایی که به احمدی نژاد رای دادند البته تا قبل از "ولی" ش.

حالا تو اینکه این اصل درست هست یا نه میشه تامل کرد. نه میشه مطلق رد کرد و نه میشه مطلق تایید کرد. بگذریم نمیخوام درباره درست یا غلط بودنش صحبت کنم.

و اما بعد...

البته ما با همه مومنان عقد اخوت بسته ایم نه ما، که خدا این عقد رو بین همه مومنان بسته. اون زمانی که ما هنوز وجود نداشتیم. این عقد بین مسلمانان هم، محدود به مرز و کشور نیست. با مردم بحرین همون عقدی رو بستیم که با مسلمانان لیبی و مصر و یمن و عراق و ... . از این هم بگذریم که محل بحث ما نیست که البته باید باشد چون مسئله اصلی الان ما، بیداری اسلامی است  و نه دعواهای داخلی.

و اما اصل الکلام...

اصل کلام اینه که ما عقد اخوت می بندیم و بهش افتخار هم می کنیم ولی تا جایی که هم مسیر باشیم. حالا تازه اگه برادرمون خواست به انحراف بره به همون دلیلی که باهاش عقد اخوت بستیم به همون دلیل تمام تلاشمون رو می کنیم که از انحراف نجاتش بدیم. ما که تو این دنیای وانفسا برادرانمون رو به راحتی بدست نیاوردیم که به راحتی از دست بدیم. مگه حضرت امیر علیه السلام نفرمودند که ناتوان کسی است که نتواند رفیقی پیدا کند و ناتوان تر از او کسی است که نتواند رفیقش را حفظ کند. ما که به راحتی اجمدی نژاد رو بدست نیاوردیم که الان بخواهیم به راحتی اونو از از دست بدیم، البته مگر اینکه ایشون با اختیار خودش بخواد از ما جدا بشه اونوقت ما نیز با ایشون هم مثل دیگران مرزبندی روشنی میکنیم.همچون هاشمی و موسوی و خاتمی و کروبی و ... . ما تو سال 84 در انتخاب بین دکتر و همین آقایانی که الان قند در دلشون داره آب میشه دکتر رو انتخاب کردیم. و التبه به انتخاب خودمون هم افتخار می کنیم.

ولی از برخی مواضع آقایانی که در عرض یک هفته به راحتی داشتند یک ضد انقلاب تمام عیار از احمدی نژاد می ساختند گله داریم. البته ما هم تراز مدیر مکتبی و ولایی که انتظار داشنیم این نبود و نیست ولی بنابر اصل جذب حداکثری و دفع حداقلی تمام تلاش که نه تکلیفمون میدونیم که نذاریم کسی از صراط مستقیم منحرف بشه. البته ما که کسی نیستیم خود حضرت آقا بناشون بر همینه. لذا فکر میکنم در شرایط فتنه گون بایستی مطمئن و محتاط و البته با بصیرت و قاطع پیش رفت.

اللهم انا نشکو الیک فقد نبینا و غیبة ولینا و کثرة عدونا و قلة عددنا و شدة الفتن بنا و تظاهر الزمان علینا  .

اللهم احفظ و انصر امامنا الخامنه ای بحق الحجه. اللهم انصر الاسلام و اهله و اخذل الکفار و اهله.

اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1390ساعت 18:26 توسط سرباز| |